ناگهان چه زود دیر می شود
ای رفیق نا خشی ها این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم تا که شب از من بگیره
با تو بدرود ای مسافر هجرت ت بی خطر باد
پر تپش باد دلی که خون به رگهای تنم داد.
دوستان ، من دیگر آپ نمی شوم .
براتون آرزوی موفقیت دارم
چه بلایی سرم اومده بزارید باشه تو دلم
عادت ندارم از دسته زمونه گله کنم ولی خیلی بی معرفته ، خودش هم اینو می دونه .
در هر صورت کلام خدانگهدار را تو سرنوشت ما نوشت .
خدا نگهدار
حلالم کنید.
و
برام دعا کنید...........................
+ نوشته شده در ساعت 3:13  توسط وب گستر شمال
|
سلام ببخشید من چند وقتی تنهاتون گذاشتم.
راستش پدرم ۳ماهی میشه که فوت کرده خیلی حالم گرفته .
نمی خوام ناراحتتون کنم .
از دوستانی که محبت کردند پیغام گذاشتندسپاسگذارم.
در پناه حق.
+ نوشته شده در ساعت 22:23  توسط وب گستر شمال
|
نامه
واست ای همیشه خوبم از شب سفر نوشتم
از شبای بی ستاره .شب بی سحر نوشتم
آره دل تنگ و تنها . بی ثمر اما دوباره ...
نامه ای از روی گلایه . با چشای تر نوشتم
یادته که گفته بودم اینجا دلگیر غروبا؟
بی تو دل خسته و تنها از خودش سیر غروبا
بغض سنگین ترانه توی هق هقم شکسته
نازنین نیستی ببینی . چه نفس گیر غروبا
بی تو اینجا واسه ی من . همه شبها شب یلداست
هنوزم غروب دیروز آینه ی غروب فرداست
خاطراتم دیگه مرده . نگو نه که رسم دنیاست
میدونی ... بدجایی هستم . یه جا تو مرز سیاهی
بی تو هم فرقی نداره . نه سعادت . نه تباهی
یا باید بی تو بپوسم . یا باید در تو بمیرم
بجز این دوباره مردن واسه من نمونده راهی
دوستت دارم . تقدیم به عشقم. روزت مبارک عزیزکم
+ نوشته شده در ساعت 0:29  توسط وب گستر شمال
|
حرف های ناتمام
حرفهای ما هنوز نا تمام مانده,
تا نگاه میکنی,
وقت رفتن است ,باز هم همان حکایت همیشگی,
پیش از آنکه با خیبر شوی,
لحظه عزیزمت تو ناگزیر می شود,
آی,
ای دریغ و حسرت همیشگی,
ناگهان
چقدر زود دیر میشود.
دلتنگی
وقتی دلتنگ شدی بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.....
وقتی ناامید شدی بیاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی...
وقتی پر از سکوت شدی بیاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه...
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه بیاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه داره...
مناجات
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که تغییر نا یافتنی است
شهامتی تا تغییر دهم آنچه را میتوانم و
دانشی تا بتوانم تفاوت آن دو را ....
+ نوشته شده در ساعت 0:45  توسط وب گستر شمال
|
سلام دوستان عزیزمنتظر ارسال خاطرات تلخ و شیرین شما می باشیم .
لطفا هیچ پیامی را بصورت خصوصی ارسال نکنید .
موفق باشید.
+ نوشته شده در ساعت 2:16  توسط وب گستر شمال
|

دوستت دارم
+ نوشته شده در ساعت 2:10  توسط وب گستر شمال
|
«با دو عالم عشق را بیگانگی // اندر او هفتاد و دو دیوانگی»
مولوی
«برفراز پل، در قلب پاریس، خانه همگی ما، ایستادهام. بر امواج رودخانه، تو را دیدم؛ قلبم را در آب افکندم و در ژرفنای تو غرق گشته و به تو عشق میورزم.»
کورت توخلسکی
«برو در عشقبازی سربرافراز// به کوی عشق نام و ننگ درباز// کزین بهتر خرد را پیشهای نیست// وزین به در جهان اندیشهای نیست»
عبید زاکانی
«بشد ز خاطرم اندیشه می و معشوق// برفت از سرم آواز بربط و طنبور»
ظهیرالدین فاریابی
«بشوی اوراق اگر هـمدرس مایی// که علم عشق در دفتر نباشد»
حافظ
«بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق میورزند تا به معشوق.»
فرانسوا لارشفوکو
«بهآب دیده خونین نبشته قصه عشق// نظر بهصفحه اول مکن که تو بر توست»
سعدی
«به خود راه عشق میپوئی؟// به چراغ آفتاب میجوئی؟»
اقبال لاهوری
«بهشهـوت، قرب تن با تن ضرور است// میان عشق وشهوت راه دور است»
وحشی بافقی
«بهعالم هر کجا درد و غمی بود// بههم کردند و عشقش نام کردند»
عراقی
«بهگیتی عاشقی بیغم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد»
فخرالدین اسعد گرگانی
«بی تو بر جانم جهان بفروختم// کیسه بین کز عشق تو بر دوختم»
عطار نیشابوری
«بیعشق زندگی محال است»
افلاطون
+ نوشته شده در ساعت 1:58  توسط وب گستر شمال
|
۱۸ شهریور۱۳۸۶
۱۸ شهریور چه روزه مبارکی واسمون بوده هنوزم که ۹ماه از اون روزه مبارک میگذرد هر ماه رو جشن میگریم .
خیلی دوست دارم خانومی
+ نوشته شده در ساعت 1:35  توسط وب گستر شمال
|
بنام خدا
اینجانب .......
از شما عزیزان سوالی دارم ؟؟!!
شما از عشق چه می دانید؟؟!!
تا چه اندازه ای وجودش را در زندگی احساس می کنید؟؟
آیا تا به حال عاشق شده اید ؟؟
.................... با ما درد و دل کنید .................
امید واریم بتوانیم گوش خوبی برای شنیدن درد دلهای شما دوستان عزیز باشیم.
دوستان قدیمی سلام
من دوباره به شهر وبلاگ نشینان برگشته ام البته نه تنها ، بلکه با فرزانه ی عزیزم.
چی؟
فرزانه کیه ؟
فرزانه همه ی زندگیه منه ، همه ی دنیای من، ما قصد داریم به کمک هم وب قدیمیه خودم رو از
کامپیوتر و مقالات به وبلاگ درد دل جوان ایرانی تغییر دهیم .
می خواهیم مشکلاتمان را برای هم بگوئیم و هم فکری کنیم تا به امید حق
توانسته باشیم قدمی برای جوانان رنج کشیده امروز برداشته باشیم .
و اما در آغازین بحث درد دل ، می خواهیم به بحث (شیرین / تلخ) عاشق و معشوق بپردازیم.
لطفا اگرمایلیدخاطره های تلخ و شیرینتان را برایمان بازگو کنید .
دوستان عزیز هدف من و فرزانه عزیزم از این کار بیشتر برای این می باشد
که بتوانیم از زندگی آدمهای دیگر درس عبرت بگیریم و راهی را که
خیلی ها رفته اند و به نابودی ختم شده است
را دوباره مرتکب نشویم.
مارا یاری کنید...
+ نوشته شده در ساعت 3:26  توسط وب گستر شمال
|